شناخت مخاطب

شناخت مخاطب در سخنرانی

 

 ۱- شناخت مخاطب 

یکی از مهارتهای مهم یک سخنران در زمینه  فن بیان و آموزش سخنرانی ، شناخت مخاطب است تا بتواند به نحو احسن جملات را انتخاب نموده و به منظور اصلی که حداکثر تأثیرگذاری بر شنونده است، برسد.

هرگاه توانستید سطح فرهنگی و گرایش های اصلی هر یک از شناخت مخاطب را بسنجید، آنگاه می توانید موضوع مناسبی را جهت گفتگو یافته و بهترین شیوه ی بیانی ممکن را برگزینید تا موفق به جلب نظرشان شوید و به قول معروف؛ «صحبت گل کند».

خلاصه بگویم: اول درک کن، بعد درک شو.

هر چه شناخت مخاطب بهتری داشته باشیم، کار آسان تر است. روش استعمارگران برای اهداف به زیر يوغ کشیدن ملل بدین صورت بود که پیش از هر اقدامی، حداکثر سعی خود را برای کسب اطلاعات بیشتر از آن سرزمین و خصوصا حکمرانان آنجا گردآوری نموده، سپس با نقشهای از پیش طراحی شده وارد عمل می شدند. فرضا گذشته از تحقیقات سیاسی، جغرافیایی، تاریخی و کندوکاو در مسائل و خصوصیات شخصی حاکم نیز، مقوله دیگری بود. از جمله اینکه او به چه چیزهایی تعلق خاطر و دلبستگی دارند و..!

اینکه با هر کس چگونه و راجع به چه موضوعی صحبت کنیم، مانند این است که یک قطعه زمین زراعی داریم و می خواهیم تحقیق کنیم که با توجه به وضعیت اقلیمی و نوع خاک و دیگر عوامل مؤثر، چه بکاریم تا محصول خوبی برداشت نماییم. برای شناخت نسبی افراد، باید به چند خصیصه توجه کرد:

الف– ارزش و اولویت زندگی افراد:

باید این را دریابید که بالاترین انگیزه و علاقه ی طرف مقابل در زندگی چیست؛ پول؟ سلامتی؟ خانواده، کسب علم؟ و…

ب– نحوهی گذراندن اوقات فراغت.

ج– با چه کسانی نشست و برخاست می کند. به قول شاعر:

تو اول بگو با که همزیستی  \   من آنگه بگویم تو خود کیستی

 با کمی تأمل و تحقیق به سادگی می توانیم جوابها را پیدا کنیم. به جرات می توانم ادعا کنم که اگر بررسی این سه عامل، اندیشمندانه صورت پذیرد، حدود هفتاد درصد شناخت پیدا کرده ایم.

همواره به خاطر داشته باشید که: «افراد را از سؤال هایی که می پرسند بشناسید، نه از جواب هایشان». .

 صحبت را با روشی دوستانه آغاز و در مورد علائق مشترک حرف بزنید.

شناخت مخاطبان در سخنرانی

۲-نقد و خرده گیری

 بین انتقاد و عیب جویی دیوار شکنندهای حائل است که اگر انتقاد باظرافت بیان نشود، نتیجه ی عکس دارد. عیب جویی، بهانه جویی و خرده گیری، جنبه ی منفی دارند و باعث موضع گیری شنونده می گردند. اگر به دوست خود بگویید: «چرا در این هوای سرد با بدن عرق کرده بیرون می روی؟» از وی انتقاد کرده اید؛ چراکه اشکال کارش را گوشزد نموده اید و به نفع وی حرفی زده اید. ولی اگر می گفتید: «دست راستت بلندتر از دست چپت هست»، عیب جویی است. باید بدانیم که انتقاد صریح و شخصی، دست کمی از خرده گیری و عیب جویی نداشته و موجب تیرگی روابط می شود. فردی که برای تبرئه ی خودش، سعی در خرده گیری و عیب جویی از دیگران دارد، طبعا عملکردش بیشتر زیر سؤال می رود.

من در آموزش فن بیان و سخنرانی تاکید شدید به ممنوعیت انتقاد و عیب جویی دارم و همیشه پیشنهاد میکنم که حتی از انتقاد کردن هم پرهیز کنید ، حتی انتقاد سازنده !!!!

 ۳- نقش صداقت در شناخت مخاطب

 برخلاف باور غلطی که بعضی ها دارند، مردم آدم صادق را به راحتی می شناسند و حرمت می نهند. به سخن کذب، سریع تر پی می برند، ولی اکثر مواقع به روی کذاب نمی آورند. باید این عبارت را سرلوحه ی کار خود قرار دهیم که: «صداقت، بهترین سیاست است».

یک بار دوستی از من پرسید: – به نظر تو، احمق ترین آدمها چه کسانی اند؟ جواب دادم: «آنهایی که می پندارند دیگران چیزی نمی فهمند و خودشان عقل کل اند!»

زمانی که فرد جرات پیدا می کند که خطای خویش را بپذیرد و تقاضای بخشش می نماید، رضایت خاطر دل نشینی در او به وجود عذرخواهی نشانه ی شجاعت است نه ضعف؛ پذیرفتن اشتباه نه تنها جو تدافعی و احساس گناه را از بین می برد، بلکه به حل مسائلی که معلول آن می باشند، نیز کمک می کند.

 رفتار نابجای خود و خصوصا دیگران را هرگز توجیه نکنید. به قول یکی از بزرگان، «اگر برای ارتکاب یک اشتباه، هزار دلیل بیاورید، مرتکب هزار و یک اشتباه شده اید». اگر حق با شما نیست، فورا قبول کنید و پوزش بخواهید؛ اگر افراد جامعه، فقط همین عبارت ساده را بپذیرند و به آن عمل کنند، اطمینان داشته باشید که حداقل نود درصد پرونده های انواع و اقسام اختلافات و دعواها بسته می شود! هیچ کس قادر نیست فوری به اشتباهش اعتراف کند، مگر افراد نادری که از بند غرور و خودپسندی رهایی یافته اند.

شرمسار کردن فرد خطاکار، صورت خوشی ندارد، بهتر است به او فرصت دهیم تا خود را اصلاح نماید. کسانی که برای توجیه خطای خود، متوسل به سفسطه، مغلطه، قسم و آیه می شوند و یا سعی در پاک کردن صورت مسئله دارند، ندانسته بر مجرمیت خود، مهر تایید می زنند. به فردی که دارای عادت مذموم تهمت و افترازنی است، نزدیک نشوید، چه برسد به اینکه با وی همکلام گردید.

 

 ۴- گفتگوی آرامش بخش

یکی از شروط آموزش فن بیان و سخنرانی این است که در هر حالتی بر خود مسلط باشید.

معمولا یک انسان را برحسب بردباری و توان تحملش در مقابل مصائب و ناملایمات ارزیابی می کنند. فردی که عصبانی می شود، یعنی اینکه دیگر کاسه ی صبرش لبریز و یا تحملش طاق شده است. این حالت نشانه ی ضعف بوده و شخصیت او زیر سؤال می رود. از دیگر پیامدهای سوء آن این است که یک گفتگوی سازنده را مبدل به مجادله نموده و تمرکز فکر طرفین را نیز بر هم می زند. بنابراین لازم است که گفتارتان همواره تحت اختیار اراده ی شما باشد.

هیچگاه اجازه ندهید که هیاهو، شوخیهای بیجا یا هر نوع ناهنجاری دیگر، کوچکترین خللی در منش و رفتارتان پدید آورد.

” قاطعیت همراه با آرامش و متانت، مؤثرتر است.”

خوشرویی، افتادگی و رعایت ادب در صحبت کردن، لطمه ای به عقاید و برداشت های فردی نمیزند. هرقدر جمعی جهت پذیرش نظریه ای، از آمادگی کمتری برخودار باشد، بهتر است که سخن را کوتاه تر کنیم.

مغز انسان تا زمانی که احساس نکند عادتش یکباره در حال تحول قرار گرفته، بسیار انعطاف پذیر است. به شنوندگان مهلت دهید تا در مورد ایده های جدید مطرح شده فکر کنند. در طی چند جلسه مذاکره، در بینش هر یک تغییراتی به وجود می آید. برعکس اگر قصد داشته باشید که از ابتدا عقاید خود را تحمیل کنید، به احتمال زیاد به جایی نخواهید رسید.

در جایی که لحن نرم و متقاعدکننده، کارایی بیشتری دارد، با صراحت و بدون مقدمه صحبت کردن موجب موضع گیری و لجبازی طرف مقابل می گردد.

انتقاد تند و برخورد شخصی نه تنها بی فایده است، بلکه ایجاد کدورت و دلخوری نموده و نتیجه ای در بر ندارد. در مباحثات بهتر است که از فرد یا افراد، نامی بر زبان نیاوریم و اگر اشکالی داریم عملکرد کلی را زیر سؤال ببریم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *