فن بیان کودکان

فن بیان کودکان برای هر پدر و مادری اهمیت دارد و قطعا نگران آینده فرزندشون هستن و بدون تردید می دانیم که فن بیان کودکان و حرف زدن آنها نقش مهمی در ارتباط برقرار کردن در آینده دارد.

تاثیر فن بيان کودکان در زندگی شخصی و آینده شغلی

کلاس های تقویت فن بیان کودکان

فن بیان کودکان در بسیاری از کشورهای پیشرفته جزء دروس مدرسه بچه هاست. این فن را در مدرسه به بچه ها آموزش می دهند ولی در کشور ما متاسفانه به آن اهمیت زیادی داده می شود.

فنی که هم در آینده ی شغلی و هم در زندگی شخصی آنها بسیار حائز اهمیت است.

بسیار از دوستانی را می شناسم که از وقتی با مهارت های فن بیان کودکان آشنا شده اند و آن را به کار گرفته اند، درآمد آنها به چند برابر رسیده است.

شخصی را می شناسم که به دختری علاقه مند بود ولی جواب «نه» شنیده بود.

پس از آشنا شدن با فن بیان کودکان و شرکت در یکی از دوره های جامع آموزش سخنرانی و فن بیان، توانست جواب «بله» بگیرد و یک سال پیش با هم ازدواج کردند.

افزايش قدرت «نه» گفتن در کودکان با مهارت فن بیان

با فن بیان کودکان می توان جرأت «نه» گفتن را در بچه ها بالا برد. این بچه ها وقتی به سن نوجوانی برسند، قدرت «نه» گفتن آنها بیشتر از بچه های هم سن و سالشان است و به راحتی تن به هر خواسته ای نمی دهند.

پس با فن بیان حتی می توان آمار بزهکاری را هم در جامعه پایین آورد.

داستان خسرو

 خسرو در خانواده ای متوسط از نظر سطح مالی زندگی می کرد. او کودکی باهوش و با استعداد و در مدرسه جزء دانش آموزان برتر بود.

در دوره ی راهنمایی پدرش را از دست داده و ضربه ی روحی سختی می خورد. این موضوع او را ساکت و گوشه گیر کرد. 

او احساس می کرد در سنی که خودش هنوز به حمایت نیاز دارد، باید سرپرستی مادر و خواهران و برادران کوچکترش را هم به عهده بگیرد.

 او خود را ناتوان میدید و کم کم عقده ی حقارت بر او مسلط شد و کمتر در فعالیت های گروهی مدرسه شرکت می کرد. 

او قدرت تصمیم گیریش را از دست داده بود و هر وقت در بازی با بچه ها شرکت می کرد، تابع تصمیم جمع بود و هیچ وقت نظرش را ابراز نمی کرد، چون احساس می کرد عقایدش برای دیگران ارزشی ندارد.

او با وجود همه ی مشکلات و کمبودهایی که داشت، در رشته ی مهندسی عمران یکی از بهترین دانشگاههای کشور پذیرفته میشود و در خوابگاه دانشجویی اقامت می کرد . 

در نهایت نیز پس از مدتی به واسطه عدم اعتماد به نفس توسط دوستانش در دام اعتیاد می افتد.

خسرو  پس از اتمام تحصیلش در یک اداره مشغول به کار می شود و ازدواج می کند. او حالا دیگر یک معتاد تمام عیار شده بود و پس از مدتی از آن اداره اخراج می شود. 

زن و فرزندش هم او را ترک می کنند و الان کارتن خواب است.

این داستان غم انگیز از زندگی یکی از کودکان با استعداد این مملکت بود و کم نیستند بچه هایی که قدرت «نه» گفتن ندارند و بسیار راحت به دام اعتیاد و به دنبال آن بزهکاری های دیگر می افتند.

آموزش فن بیان یکی از روش هایی است که به وسیله ی آن کودکان از انزوا و گوشه گیری در آمده، اعتماد به نفس آنان بالا می رود تا در سن نوجوانی بسیار راحت به خواسته های نامعقول دیگران تن ندهند و آینده ی خود را تباه نسازند.

تأثير فن بيان کودکان در احساس آرامش و رضایتمندی از خود

بدون تردید بسیاری از ما انسانها از جایگاهی که در آن قرار داریم، راضی نیستیم چون احساس می کنیم لیاقت و توانمندی هایمان بیشتر از اینهاست و به آن آنچه حقمان است نرسیده ایم

مطمئنا اگر فن بیان کودکان خوبی داشتیم و از طرح ایده هایمان می ترسیدیم، الان جایگاه بسیار بهتری داشتیم. این مشکل به دو دلیل است: 

یا این که ما بلد نبوده ایم ایده هایمان را مطرح کنیم که بر می گردد به آشنا نبودنمان با تکنیک های فن بیان در کودکان

یا این که جرأت بروز آن ایده ها را نداشته ایم، چون اعتماد به نفس کافی نداشته ایم که خودمان را باور کنیم

 و بدین طریق بسیاری از فرصت ها را از دست داده و این حس نارضایتی را تجربه کرده ایم

پیشنهاد

((کلیک کنید))
پیشنهاد من به همه ی دوستانی که مشکل فن بیان و ترس از صحبت در جمع دارند، توصیه می کنم که همين الان برای رفع این مشکل اقدام کنند و در دوره هایی که به همین منظور تشكيل ميشود شرکت نمایند. چون جلوی ضرر را از هر کجا که بگيريم، منفعت است

چگونه کودکانی با اعتماد به نفس بالا و فن بیان کودکان را تقویت کنیم؟

 موانع زیادی وجود دارند که موجب می شوند تا کودکان ما، همچنین بزرگسالان نتوانند حرف خود را بیان کنند. این عوامل باعث بروز ترس شده و قدرت صحبت در جمع را از انسان می گیرند

 و مانند ترمزی در جاده ی موفقیت عمل می کنند و چه بسا انسان فرصتها و موقعیت های بسیار خوبی را به واسطه ی همین ترس از دست بدهد. این عوامل را با هم مرور می کنیم:

 اعتماد به نفس چيست و چه نقشی در فن بیان کودکان دارد؟

اعتماد به نفس یعنی من به خودم اطمینان دارم که کاری را می توانم در حد خوب و قابل قبول انجام دهم. بعضی وقتها ما کاری را بلدیم و انجام می دهیم، ولی به خودمان اطمینان لازم را نداریم، 

در نتیجه کار را به درستی انجام نمی دهیم و آن را خراب می کنیم. بگذارید با مثالی این قضیه را روشن کنم:

فرض کنید فردی گواهینامه ی رانندگی دارد و رانندگی هم بلد است، ولی با این که بلد است که ماشین را براند و کلاچ و دنده و ترمز را هم خوب میشناسد، با این حال در روزهای ابتدایی امکان تصادفش زیاد است.

 این تصادف به خاطر عدم مهارت در رانندگی نیست، بلکه به خاطر این است که این فرد هنوز راننده بودن خود را باور نکرده و این مهارت در ضمیر ناخودآگاهش ثبت نشده است.

 لذا این عدم باور، ترس را با خود می آورد یا داوطلبی که آزمون کنکور می دهد و درس را هم بسیار خوب بلد است، 

ولی در جلسه ی کنکور آن را خراب می کند، چون کاملا باور نکرده که مطلب را یاد گرفته است و می تواند

سر جلسه ی امتحان آن را به یاد آورد، لذا دچار ترس و استرس شده، مغزش توانایی یاداوری را از دست میدهد و بسیاری از مطالب را فراموش می کند.

 پس اعتماد به نفس، هم داشتن مهارت است و هم این که این مهارت ها را باور داشته باشیم تا دچار ترس نشویم.

در آموزش سخنرانی و فن بیان کودکان نیز این گونه است. یعنی ابتدا باید مهارت های لازم برای سخنرانی را یاد بگیریم، سپس با تمرینات زیاد آن مهارت را در ضمیر ناخودآگاهمان ثبت کنیم

 تا این فن بیان کودکان برایمان به صورت عادت درآید و آن را بسیار عادی انجام دهیم، مثل رانندگی که وقتی در آن تجربه و مهارت کافی را داشته باشیم، آن را به طور ناخودآگاه انجام می دهیم و فکر نمی کنیم

 که الان وقت کلاچ است یا ترمز یا دنده عوض کردن.

 آيا اعتماد به نفس پديده ی مطلق و ثابت است؟

اعتماد به نفس پدیده ی ثابتی نیست، ما ممکن است نسبت به موضوعی اعتماد به نفس کافی را داشته، ولی نسبت به مورد دیگر اعتماد به نفس لازم را نداشته باشیم.

مثلا ممکن است من در رانندگی اعتماد به نفس کافی را داشته باشم و خود را راننده ی ماهری بدانم اما در جمع های بیش از چند نفر نتوانم خوب حرف بزنم و سخنرانی کنم یا از تاریکی و ارتفاع بترسم.

فن بیان کودکان

اعتماد به نفس در کودکان و فن بیان کودکان

 رمز و راز اصلی موفقیت در کودکان در سنین بزرگسالی، داشتن اعتماد به نفس در دوران کودکی است. 

یکی از موفقیت های انسان،  داشتن شغل خوب در این بحران بیکاری است و احتمال دارد وضعیت کار در آینده بدتر از این هم بشود. 

پس تعداد کمی از بچه های امروز می توانند در آینده شغلی مناسب داشته باشند.

 لازمه ی داشتن شغل خوب این است که آنها مهارت های تخصصی تری را بلد باشند. تنها کودکانی می توانند در سن بزرگسالی این مهارتها را کسب کنند که هم اکنون دارای اعتماد به نفس بالایی بوده به طور مثال یکی از این مهارت ها فن بیان کودکان است

و به توانایی های خودشان اطمینان کافی داشته باشند و در برابر چالش های زندگی بتوانند انعطاف پذیر باشند.

کودکانی که اعتماد به نفس نداشته باشند، در برابر مشکلات، بسیار زود شکست را پذیرفته، ناامید می شوند و دست از تلاش برمی دارند. اعتماد به نفس، توانایی کودک برای مسئولیت پذیری است

 و این که او بتواند با استفاده از قدرت درونش تفاوت هایی را با دیگران در خود ایجاد کند.

ما کتاب های زیادی را در مورد تقویت اعتماد به نفس در بزرگسالان می بینیم و با استفاده از این کتاب ها به درمان اعتماد به نفس خود و عقده ی حقارتی می پردازیم که ناشی از آن است، غافل از آن که این مشکل در سنین کودکی در اثر ندانم کاری والدین بر ما تحمیل شده است.

 اگر این مشکل در همان زمان کودکی برطرف شده بود، ما حامل این همه درد و رنج نبودیم و تاوان سنگین آن را در زندگی نمیدادیم و انسانهای موفق تری چه در زندگی شخصی و چه از نظر شغلی بودیم.

در این مطالب ، روی سخن من با والدین است، والدینی که دوست ندارند فرزندشان کمبودها و عقده هایی را که خودشان تجربه کردند، بیازمایند و این کمبودها و عقده ها را با خود به سن بزرگسالی بیاورند، در نتیجه، فرصت های طلایی زندگی را از دست دهند.

 

عواملی در اعتماد به نفس کودکان و فن بیان کودکان نقش دارند؟

 تنبيه بدني

تنبیه بدنی از بدترین روش های تربیتی است که امروزه با این که مردود شمرده شده است، ولی هنوز برخی از خانواده ها از آن برای سربه راه شدن فرزندانشان استفاده می کنند. حتی برخی از معلمان و مربیان هم متأسفانه از این روش برای تنبیه دانش آموزان استفاده میکنند

کودکان شاید بسیار از دردها و رنج های ناشی از اتفاقات، مثل تصادف یا افتادن از بلندی و شکستن دست و پا را بسیار زود و پس از برطرف شدن آنها فراموش کنند، ولی درد ناشی از سیلی معلم یا پدر و مادر را که در حضور جمع در گوش آنها نواخته شده را تا آخر عمر فراموش نکنند،

چون ضربه ای است که به اعتماد به نفس آنها زده شده و پیامد آن حس حقارتی است که شاید هیچ وقت فراموش نشود و بر رفتار و نگرش آنها تا آخر عمر تأثیر بگذارد. ما در زمان کودکی مان هر روزه نمونه های زیادی را از این گونه تنبيه شاهد بودیم.

یادم می آید پدری فرزند نوجوانش را در حضور عده ای از مهمانان که در منزل آنها بودند، به جرم این که مقداری پول از جیبش برداشته بود، با مشت و لگد تنبیه کرد.

 این پدر حتى صبر نکرد که مهمان ها بروند و بعد بچه اش را تنبیه کند، حداقل اگر در تنهایی او را تنبیه می کرد، اثرات مخرب آن بسیار کمتر بود. آن کودک امروز با این که فردی میانسال است

 هنوز در ارتباطاتش مشکل دارد و فردی بسیار کم رو و خجالتی است.

 مقايسه

شخصیت بچه ها با هم فرق دارد. هر کودک خصوصیات و ویژگیهای منحصر به خود را دارد، لذا ما حق نداریم کودکان را با هم مقایسه کنیم. مقایسه کردن 

یکی از بدترین شیوه های تربیتی است که نه تنها در بهبود رفتار کودکان تأثیری ندارد، بلکه اثرعکس نیز می گذارد و باعث می شود که کودک نسبت 

به فردی که مورد مقایسه قرار گرفته، حساس شود و حس کینه و حسادت در او رشد کند و نسبت به آن کودک دیدگاه منفی پیدا نمایند

مثلا به فرزندمان می گوییم «ببین بچه ی فلانی در درسش چقدر موفق است و همیشه نمرات عالی می آورد و جزء نفرات برتر است، تو چرا درس می خوانی که مثل او موفق شوی یا از او جلو بزنی»

بعضی وقتها والدين تصور می کنند که اگر از مقایسه در جهت مثبت استفاده شود باعث بالا بردن اعتماد به نفس فرزندشان می شود. 

برای مثال یکی از آشنایان را می شناسم که همیشه در جمع فامیل و جلوی بچه های دیگر مدام از فرزندانش تعریف می کرد و صفات مثبت آنها را به رخ بچه های دیگر می کشید. 

این رفتار باعث شده بود که همه بچه ها نسبت به آن شخص حس بدی پیدا کنند و از فرزندان او هم خوششان نمی آمد و دوست نداشتند با آنها بازی کرده و معاشرت داشته باشند. 

شاید ما فکر کنیم که با این روش به فرزندان خودمان خدمت می کنیم، ولی به چه قیمتی؟ به قیمتی که به اعتماد به نفس بچه های دیگر ضربه بزنیم؟ حتی فرزندانی هم که از آنها تعریف می شود و با بقیه بچه ها مقایسه می شوند، 

حس خوبی نخواهند داشت، زیرا می بینند که با این تعریف و مقایسه، رابطه ی دوستیشان را با آن بچه ها از دست می دهند و از طرف آنها طرد میشوند.

مقایسه کردن، اعتماد به نفس کودکان را به شدت پایین می آورد و گاه اثرات مخرب آن از تنبیه بدنی هم بیشتر است. اجازه دهید با داستانی این موضوع را برایتان روشن تر کنم:

 

داستان آقای کیانی

وقتی بچه بودم، خانواده ای را می شناختم که پدر آن خانواده، یعنی آقای کیانی نسبت به بقیه پدرها سطح سوادش کمی بالاتر بود. آن زمان اکثر پدرها سوادشان در حد ششم نظام قدیم بود، ولی آقای کیانی مدرک سیکل داشت و بعدها هم دیپلمش را گرفت. او نسبت به بقیه روشنفکرتر بود و تا جایی که می توانست از روش های تربیتی منفی در مورد فرزندانش استفاده نمی کرد. از نظر رسیدگی هم به آنها خوب می رسید. یادم می آید آن زمان اگر بچه ای مریض میشد کسی او را به دکتر نمی برد تا بچه خودش خوب میشد، مگر این که واقعا دچار بیماری و مرض جدی می شد که نیاز به رسیدگی داشت.

ولی آقای کیانی مرتب فرزندانش را دکتر می برد و حتی آنها را به دندان پزشکی می برد که هیچ کس در آن زمان اهمیتی نمی داد. آقای کیانی به درس فرزندانش هم بسیار اهمیت می داد، چون خودش به تحصیل علاقه مند بود تا مقطع دیپلم هم شبانه درس خوانده بود. من هم از کودکی بسیار به درس خواندن علاقه داشتم و همیشه دوست داشتم بزرگ که شدم، پزشک موفقی شوم. همیشه آرزو می کردم ای کاش من بچه ی آقای کیانی بودم که تشویق و کمکم کند که درس بخوانم. آقای کیانی همیشه آرزو داشت که فرزندانش، هم در درس و هم در اخلاق جزء بهترینها باشند، ولی آنچه باعث شد به این آرزویش نرسد و فرزندانش نه تنها موفق نشدند، بلکه بیشتر از دیپلم هم ادامه تحصیل ندادند، این بود که روش تربیتی مقایسه ای را برای فرزندانش انتخاب کرده بود و مدام آنها را با بچه های اقوام و دوستانش مقایسه و آنها را نصیحت می کرد که «مثل پسر یا دختر فلانی باشید» و می گفت «ببینید بچه های فلانی نمازشان را به موقع در مسجد می خوانند، شما چرا نمازتان را سر وقت نمی خوانید» یا «بچه های فلانی با این که از نظر مالی مشکل دارند ولی در کنکور موفق شدند، چرا شما با این که مشکلی ندارید، درس نمی خوانید؟» او با این روش بین فرزندانش و بقیهی بچه ها شکاف ایجاد کرد و حس نفرت و گوشه گیری را در آنها پرورش داد.

 

تحقير و مسخره کردن و تاثیر آن در فن بیان کودکان

تحقیر، مسخره کردن و توی ذوق بچه ها زدن، یکی دیگر از عوامل منفی است اعتماد به نفس آنها را پایین می آورد. دوستی دارم که می گوید:

وقتی بچه بودم خواستم در جمع آشنایان لطيفه ای را تعریف کنم ولی به محض این که شروع کردم به حرف زدن، پدرم توی ذوقم زد و گفت که این لطیفه را همه می دانند و نمیخواهد تعریف کنی.

 او می گفت آن لحظه حس بی ارزش بودن خودم و حرف هایم، در همه ی وجودم رخنه کرد، به طوری که ترجیح دادم دیگر هیچ وقت در جمع، ابراز وجود نکنم. او می گفت این حس سالها پس از آن در من وجود داشت.

گاهی ما واقعا نمیدانیم که با یک حرکت و حرف اشتباه چگونه آرامش روانی کودکان را به هم می ریزیم و با این عمل، ما ذهنیت آنها را نسبت به خودشان تغییر می دهیم و عوارض این عمل، سالها در شخصیت آنها ماندگار می شود، به طوری که خودشان و توانمندی هایشان را باور ندارند.

گاهی اوقات والدین یا دیگران بچه ها را با القابی صدا میزنند مثل کوتوله، ریزه میزه سیاهک، چنبه، چاقالو، خپل و… شاید آنها فقط به خاطر مزاح و خوشمزگی این عناوین را به کار می برند، ولی باید مواظب باشیم که این جملات، هرچند به شوخی تأثیر روانی بر بچه ها و اعتماد به نفس آنها دارد.

 

انتقاد در فن بیان کودکان

انتقاد زیاد و نابجا کودکان را عصبی می کند و موجب کاهش اعتماد به نفس آنان می شود. معمولا افرادی بیشتر انتقاد را انجام میدهند که نسبت به همه چیز بدبین هستند

 و فقط نکات منفی را می بینند، این افراد مثل پشه روی زخم می نشینند و فقط کینه و ایرادها را می بینند. مطمئنا هیچ کس از این که مدام مورد انتقاد و سرزنش باشد، خوشش نمی آید و عکس العمل نشان می دهد.

متاسفانه اکثر والدین نسبت به فرزندانشان این گونه اند و یکسره در حال انتقاد هستند است و کمتر نکات مثبت بچه هایشان را می بینند. 

مثلا اگر در کارنامه ی فرزندشان نمرات خوب ئ عالی زیاد باشد، نمره ی کم هم باشد، آن همه نمره ی خوب را ندیده و فرزندشان را بابت آنها تشویق می کنند و آن نمره ی بد را می بینند و نگران می شوند و شروع به نق زدن می کنند

یاآوری

انتقاد زیاد، بچه ها را نسبت به آنچه می شوند، بی تفاوت می کند و دیگر

حرف های تکراری ما برای آنها اهمیتی ندارد.

 تشويق کردن

تشویق نه تنها در کودکان بلکه در بزرگسالان نیز باعث پدید آمدن حس بسیار خوب و دلگرم کننده می شود. تشویق آن قدر مهم است که گاهی سرنوشت یک نفر را می تواند تغییر دهد. فکر کنید:

حسن در کلاس درس است و معلم ریاضی می آید و حسن را پای تابلو می خواند و از او می خواهد تا مساله ای را حل کند و حسن درس آن روز را نخوانده، آمادگی لازم را ندارد و نمی تواند آن مسأله را حل کند. معلم ریاضی به او می گوید «توهمیشه با ریاضی مشکل داری و آخرش چیزی نمی شوی». 

ضمیر ناخودآگاه حسن این حرف را باور می کند که او واقعا در درس ریاضی و حل مسأله ناتوان است و شاید تا آخر عمرش از ریاضی خوشش نیاید و آن را به زور پاس کند و واقعا هم در حل مسائل ریاضی ناتوان می شود.

اما روز دیگر حسن با حال خوش به کلاس درس وارد می شود و تکالیف درس شیمی را هم انجام داده است. 

معلم شیمی درس را از او می پرسد و او با اعتماد به نفس کامل درس را پاسخ می دهد. معلم هم او را بسیار تشویق می کند و می گوید «تو آخر در شیمی موفق می شوی».

 این جمله ی طلایی چنان بر ضمیر ناخودآگاه او می نشیند که او خود را یک شیمیدان باور می کند و همین حس خوشایند، توانمندی او را در درس شیمی به حد بالایی می رساند و باعث موفقیتش در آن درس می شود.

تشویق، همیشه ماده ی مغذی روح و روان آدمی بوده و در رشد و پیشرفت انسان مخصوصا در دوران کودکی نقش به سزایی دارد، زیرا کودکان بسیار تشویق پذیر هستند و با تشویق می شود آنها را خیلی راحت به سمت عادت های خوب سوق داد.

 تشویق باعث دلگرمی کودکان و استمرار کارهای خوبشان می شود. با تشویق به جا و مناسب می توان رفتار و عادات خوب را در شخصیت آنها نهادینه کرد.

 وقتی با تشویق می شود کودکان را برای انجام کارهای خوب و نتایج عالی ترغیب کرد، واقعا ناشیانه است که از روش هایی مثل انتقاد ونصیحت استفاده کنیم.

پیشنهاد:

اگر فرزندتان موفقیتی کسب کرد، هر چند کوچک بود، او را مورد لطف و تشويق خود قرار دهيد تا کودک دلگرم شود و موفقیت های بعدی هم به دنبال آن بیاید.

احترام گذاشتن به کودکان و تاثیر آن در فن بیان

بچه که بودیم همیشه آرزو داشتیم که اسممان را کوچک نکنند و ما را با نام کامل خودمان صدا بزنند، ولی آن زمان بزرگترها عادت داشتند و اسم بچه ها را کوچک می کردند.

 فرضا صدا می زدند: فاطی، حسنی، مملی، ممدو، حسینو. عقیده بر این بود که چون بچه ها هنوز بزرگ نشده اند، اسم شان را هم باید بچه گانه صدا زد.

ما هنگامی که بچه ها را با احترام و با پیشوند آقا یا خانم صدا می زنیم، درحقیقت حس بزرگ بودن و ارزش داشتن را به آنها منتقل می کنیم.

 این احترام، اعتماد به نفس و عزت نفس بچه ها را بالا می برد. کودکانی که عزت نفس بالایی داشته باشند، تن به هر خواری و ذلتی نمی دهند و دست به کارهای غیر اخلاقی نمی زنند.

حتی اگر دقت کرده باشید وقتی با بچه ها با زبان بچگی حرف می زنیم، رفتار آنها هم بچگانه ترونسنجیده تر می شود.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *